اولین روز کاری دراصفهان
شایلی دخترقشنگم بعد ازیک مرخصی طولانی مدت مامان شیده بازم سرکاررفت تو موندی و داداش کوچولو با یک پرستار درخونه . عزیزدلم شب قبل از شروع کار من خیلی ناراحت و غمگین بودی تا دیروقت پا به پای من بیدار موندی و گاهی اشک ریختی حتی از چند روز قبل تر هم که تصمیم گرفته شد من به سرکاربرم برام نامه ای نوشتی اما عزیزم من بخاطر شرایط کاری مجبور بودم که درسرکارحضور داشته باشم . عشقم الان با تموم وجودم به بودنت درکنارم افتخارمی کنم دختری مهربون و مسئولیت پذیر ، خیلی دوست دارم عزیزتر ازجونم . ( امروز96/03/20 ) ...
نویسنده :
مامان
13:14


